تبليغاتX
گلبانگ هنر - ياد داشت هنري
سینما - تلویزیون - موسیقی - ترانه و...

 

 

مجيد شجاعي

قورمه‌سبزي و «جرج كلوني»!

 

 

«جرج كلوني» بازيگر، تهيه‌كننده و كارگردان سينماي هاليوود در سينماي جهان آدم كمي نيست. او مي‌تواند به تنهايي با حضورش فيلمي را نجات دهد. آن قدر در سينماي جهان مطرح است كه حرف‌هايش مي‌تواند مورد توجه دوستداران سينما در جهان باشد. اين بازيگر برنده اسكار به تازگي در گفتگو با راديو صداي آمريكا حرف‌هاي جالبي گفته است. گويا جرج يه رفيق ايراني دارد، دوستش شيرازي است و جرج خيلي دلش مي‌خواهد به ايران سفر كند و برود شيراز را ببيند.

او حتي اطلاعات خوبي هم از شيراز دارد و در اين باره گفته: «شيراز يكي از مهم‌ترين شهرهاي ايران با شاعراني فرهيخته و ستودني است كه اين شاعران در شعرهاي خود از زيبايي شيراز الهام گرفته‌اند، اين شهر همچنين در بردارنده اماكن تاريخي بسيار قديمي و زيبا از جمله بناي تاريخي پرسپوليس است.»

جرج در مورد غذاهاي ايراني هم اطلاعات داشت و گفت كه از غذاها آش رشته، قورمه سبزي و باقلاپلو را دوست دارد!

حالا آقاي كلوني كجا اين غذاها را نوش‌جان نمودند را نمي‌دانيم! آيا آن دوست شيرازي اين غذاها را برايش پخته؟ يا برايش تعريف كرده و دهان جرج آب افتاده يا نه با رفت و آمد به خانه دوستش موفق به خوردن اين غذاها شده؟

اما چرا جرج كلوني به غذاهاي ديگر ايراني اشاره نكرد؟ او چگونه مي‌تواند از فسنجان، آبگوشت، خورشت اسفناج، قيمه و... دل بكند؟ شايد كوتاهي از دوست شيرازي او باشد.

كلوني آرزو دارد به ايران بيايد و شايد به همين زودي پيدايش شود چرا كه او سفير صلح سازمان ملل است. البته اميدواريم اگر مي‌آيند، تشريف ببرند شيراز، كرمانشاه، همدان، يزد و خوزستان و... تا بدانند ما چه كشور پرافتخاري داريم. وقتي برگشتند به دوستان ديگرشان بگويند چه ديدند. البته هرچقدر هم مي‌خواهند مي‌توانند از غذاهاي ايراني بخورند.

نوروز امسال يكي از تازه‌ترين فيلم‌هاي اين بازيگر تواناي سينماي جهان از تلويزيون كشورمان پخش شد.

«مايكل كلايتون» محصول سال 2007 اثري است كه كلوني در آن ايفاگر نقش اول فيلم بود.

در پايان بايد به اين نكته اشاره داشت كه حضور شخصيت‌هاي معروف جهان در ايران، مي‌تواند برحقانيت سياسي، فرهنگي و اجتماعي كشورمان در جهان صحه بگذارد.

 

از «منچستريونايتد» تا «كن لوچ»

 

 

 

«اريك كانتونا» متولد 1966 پاريس و بزرگ شده مارسي، سال 1992 به تيم فوتبال منچستر يونايتد رفت و آن قدر آن جا ماند تا دوران بازي‌اش سرآمد.

كانتونا با منچستر چهار بار قهرمان ليگ انگلستان شد. در دوران بازي در فوتبال، كانتونا يك ياغي تمام عيار بود. بارها او را به خاطر اخلاق تندش به تيم ملي فرانسه دعوت نكردند اما كانتونا هيچ گاه كوتاه نيامد و از كسي معذرت خواهي نكرد.

در روزهاي آخر دوره بازي در تيم منچستر وقتي داور او را از زمين اخراج كرد، با يك تماشاگر درگير شد و با ضربات كونگ‌فو از او پذيرايي كرد!

اريك در جلسه مطبوعاتي همان بازي گفت: «مرغان دريايي رد قايق‌هاي ماهي‌گيري را مي‌گيرند، چون فكر مي‌كنند ماهي‌هاي ساردين از آن به آب انداخته مي‌شوند!»

سال 1997 كانتونا براي هميشه كفش‌هاي خود را آويزان كرد.

او وقتي فوتبال هم بازي مي‌كرد، بارها و بارها از علاقه خود به سينما گفته بود و هنگامي كه از فوتبال خداحافظي كرد راه سينما را در پيش گرفت.

او تاكنون در چندين فيلم به ايفاي نقش پرداخته كه دو فيلم «اليزابت» (شكار كاپور) و «نفس دوباره» (آلن كورنو) از آن جمله‌اند.

كانتونا جدا از بازيگري، سراغ تهيه‌كنندگي هم رفت!

تازه‌ترين فعاليت هنري اين ياغي دنياي فوتبال، تهيه‌كنندگي و بازي در فيلمي است كه كارگرداني آن را «كن‌لوچ» بزرگ به عهده دارد. كارگردان معروف انگليسي كه بارها و بارها با فيلم‌هايش در جشنواره‌هاي معتبر دنيا درخشش داشته است.

همكاري اين دو درباره فيلمي است كه موضوع آن طرفداران باشگاه منچستر يونايتد هستند. آيا كانتونا مي‌خواهد خاطره زد و خورد خود را با طرفدار منچستر در اين فيلم زنده كند؟

اين فوتباليست معروف دهه 90 از معدود كساني است كه استعداد حضور در عرصه بازيگري را دارد. او تاكنون بازي‌هاي قابل قبولي در فيلم‌ها از خود به نمايش گذاشته است. بايد به انتظار همكاري كن‌لوچ و اريك كانتونا باشيم.

 

زيرآب زني به شيوه شان‌پن!

 

 

اين آقاي «شان‌پن» آدم عجيبي تشريف دارند! اين آقا تا پنبه آقاي «جرج بوش» را نزند دست از انتقاد برنمي‌دارد! برادر من چه خبر است تا تقي به توقي مي‌خورد و يك ميكروفن پيدا مي‌كني زيرآب پرزيدنت بوش را مي‌زني؟ اين همه اعتراض كردي به كجا رسيدي؟

يادت مي‌آيد سال 2002، 56000 دلار هزينه كردي تا سياست‌هاي بوش را زير سؤال ببري، آيا كاري كردي؟ چقدر موفق شدي؟

آها يادم آمد، سال 2002 به عراق هم سفر كردي تا سياست‌هاي جنگ‌طلبانه بوش را از نزديك ببيني. خودت كه متوجه شدي چقدر اوضاع خراب بود، بي‌جهت و بدون بهانه اين همه مردم عراق كشته شدند و حتي سربازان آمريكايي تا مثلاً آقاي بوش ثابت كند سياست خارجي‌اش درست است و از اين حرفها.

در خبرها آمده بود كه مي‌خواهي 300 نفر از مردم عراق را با اتوبوس در سراسر آمريكا بگرداني، حتي گفتي: «اين يك تصفيه حساب محسوب مي‌شود!»

مي‌خواهي از دل مردم عراق در بياوري كه اگر شما را كشتيم در عوض 300 نفر از شما را در آمريكا پذيرايي كرديم؟ به تازگي هم در جشنواره موسيقي و هنر «كوچلاولي» دوباره به بوش حمله كردي و گفتي: «ما به خاطر 3000 نفر قرباني حادثه 11 سپتامبر، 4000 نفر را در اين جنگ از دست داديم و اين تنها آمار كشته‌هاي آمريكايي است!»

آقاي شان‌پن نكند تمام اين اعتراض‌ها را با هماهنگي خود جرج بوش انجام مي‌دهي تا مثلاً ديگران بگويند آمريكاي شما دموكراسي را به معناي تمام اجرا مي‌كند؟

نمي‌دانم ولي اميدوارم اين‌گونه نباشد، زيرا به خاطر همين نگاه انتقادي به بوش، كلي طرفدار در دنيا داري. يادت مي‌آيد وقتي سال 2005 به ايران آمدي، چقدر مورد لطف قرار گرفتي؟

راستي رياست داوران شصت و يكمين دوره جشنواره بين‌المللي كن را به تو تبريك مي‌گوييم.

بگذار اين را هم بگويم كه به خاطر بازي در فيلم «رودخانه مرموز» (كلينت ايستوود) اسكار بازيگري گرفتي.

«ضايعات جنگ»، «خط قرمز باريك»، «21 گرم»، «مترجم»، «من سام هستم»، و... از جمله فيلم‌هاي مطرح تو در عرصه بازيگري است.

اميدوارم بتواني همچنان به اين مبارزه ادامه بدهي تا هنگامي كه مردم آمريكا و جهان از سياست‌هاي جنگ‌طلبانه آقاي جرج بوش راحت شوند.

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:2  توسط مجید شجاعی  |